فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
22
چهارده رساله ( فارسى )
و هر چه در معادن است در نبات هم هست نبينى كه در معادن جز الوان و طعوم و روايح و خواص چيزى ديگر نيست و اينهمه در نبات يافته شود و در نبات بسيار صفات است كه در معادن نيست چون قوّت جذب غذا و امساك و هضم و نشوّ و نموّ و توليد . « 1 » اما تركيب سيم تركيب حيوان است و هر صفت كه در نبات هست همه در حيوان است لكن در حيوان بسيار چيزهاست كه در نبات نيست چون حواس خمسه و شهوت و غضب و امثال آن . اما تركيب چهارم تركيب انسان است و هر چه در حيوان است در انسان همه حاصل است لكن در انسان بسيار چيزهاست كه در حيوان نيست چون عقل نظرى و عقل عملى و انواع الهامات و هدايات پس معلوم شد كه تركيب در انسان بيشتر است كه در همهء اجسام زيرا كه هر چه در جمادات و معادن از طباع و خواص و طعوم و روايح هست در اعضاى بدن حاصل است و هر چه در
--> بقيه حاشيه از صفحه قبل محمد است صلّى اللّه عليه و آله و از اين نور جميع ارواح بوجود آمده و جميع ارواح ظلال اويند و چون آن نور صفت حرارت پيدا كرد نار گرديد و چون نار كثيف گرديد هوا شد و چون حركت كرد باد شد و هوا چون كثيف گرديد آب شد و چون آب كثيف شد خاك گرديد و از خاك مواليد ثلاث توليد يافت معدن نبات حيوان و آخر حيوان انسان است و چون انسان كامل شود و عروج كند و خواهد كه بحقيقت خود برسد طريق عروج او اين ستكه اول خود را در خاك فانى كند و داند كه موجود كرهء خاك است پس خاك را در آب فانى كند و داند كه موجود كره آب است و بعد آب را در هوا فانى كند و داند كه موجود كرهء هواست و هوا را در نار فانى كند و داند كه موجود كره نار است و بعد نار را در نور مطلق و نور مطلق را در نور خاص كه نور محمدى است صلّى اللّه عليه و آله و اين نور مجمل حقيقت جميع اشياء خارجيه است و نور خاص را فانى كند در احد و اين نظر بر سير اجمالى است و اگر سير تفصيلى باشد نور خاص را فانى كند در واحديت كه مرتبه حقايق است و آن حقايق را فانى كند در اصول آن كه صفات هستند . ( 1 ) - حكما گويند عالى داراى جميع فعليّات مادون هست باضافهء شيء زايد نبات علاوه بر جسميت مطلقه داراى حيات نباتى است كه از آب و خاك و آفتاب استفاده مىكند و بر حجم خود مىافزايد و حيوان علاوه بر آن قوه حسّ و حركت ارادى دارد انسان را نيروى ديگرى بود كه بدان درك كليّات مىكند .